تبليغاتX
مایگاه پرواز
استاد گفتند : همه آنها که پرواز می‌کنند خانه‌های پوشالی دارند
 

تنـها بودن   در    میان  تـن ها

من نیز همرنگی دارم؟

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 0:24  توسط لاک‌پشتی که به پرواز می‌انديشد | 
 

این سفر رو دیگه نتونستم برم و وقتی خبراش رو میشنوم کلی حسرت میخورم که چرا من الان اونجا نیستم.

هر کسی که خبر نداره بره خودش ببینه

.

.

 

http://mojepishro.blogfa.com/

 

کودکان آسیب دبده در جریان حادثه آتش سوزی دبستان درودزن مرودشت از توابع استان فارس

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 19:41  توسط لاک‌پشتی که به پرواز می‌انديشد | 
 

  نظر من در اين تاريخ ، در اين ساعت و در اين رابطه (كه صد البته ممكن است ۱ ساعت بعد تغيير كند):

یعنی اینکه اول اين نيت را درون خود انجام بدهي و از ته دل بخواهی که برای او زندگی کنی و او باشد که هدایتت میکند.

 

بعد درهای خود را باز کنی و خودت رو در معرض قرار بدهی، در معرض هرآنچه که می‌تواند برای تو رخ دهد.

 

نه اینکه سفت و سخت مثل یک لاکپشتی که سنگی را در کف یک رودخانه محکم چسبیده و حاضر به رها کردنش نیست، عمل کنی و انتظار داشته باشی که مثل یک پرنده رها و آزاد باشی و در امواج باد پرواز کنی.

 

اگه توانستی خودت را در معرض رخدادهای ممکن قرار بدهی، آنوقت راههای مختلف را پیش رو خواهی داشت و این یعنی اینکه تو باید انتخاب کنی .

 

اما این کار را به او واگذار کن. این اوست که برای تو انتخاب میکند و یک راه را پیش روی تو میگذارد و بقیه انتخاب‌ها را هرچه که باشند رها کن چراکه  راه تو نیستند.

 

در اینجا سعی نکن که تو انتخاب کنی، سعی نکن که با معیارهای خودت یا با ظواهر فریبنده راه‌های پیش رو اغفال بشی و "تو" راهی را گزینش کنی. نه .

 

تو تنها همه را در نظر بگیر و حرکت کن. جایی در همان اوایل راه متوجه خواهی شد که یک راه برایت باز است و بقیه  بسته. و آنوقت حتی اگر میل باطنی تو از قبل با این راه نبود آن را بپذیر و جلو برو.

 

یادت باشد که تو خواستی که او برایت انتخاب کند پس از نتیجه خشنود و خرسند باش و آن را بپذیر. چه چیزی از این بهتر که دوستی به این مهربانی و بزرگی برای تو راهی را انتخاب کند؟

 

و این راه هم درنظر بگیر که اینگونه زندگی کردن بسیار صعب و پر مخاطره هست. چراکه در اکثر مواقع او راه ناشناخته را پیشه پایت قرار میدهد. راهی كه ناشناختگی ، ژرفا و تاریکی آن مانند اعماق دریا برای یک غواص است.

 

اما شايد تنها چيزي كه در تمام طول راه مي‌تواند به تو اميد دهد، این مهم باشد که؛

 

                                                         ايمان داري راهبر تو اوست.

.

.

.

.

 

 

خـود را در معرض زندگـي قرار دادن به دست او . . .

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 22:7  توسط لاک‌پشتی که به پرواز می‌انديشد |